کنکور و بحران دیگر پنداری در کنکور و تفاوت ترس و اضطراب

تعریف دگر پنداری : آن چیزی است که بدون اطلاع کامل از درون افراد ، با مشاهده ی رفتار های ظاهری همتایان ( مثلاً همکلاس کنکور ) ، نتیجه گیری قطعی در مورد جهت غلط کار های

خود ، و کاهش اعتماد به نفس خود و قبول کردن درستی مسیر همتایان پنداشته می شود .

تعبیر دگر پنداری را به لحاظ فلسفی به ((حسادت تسلیم شده )) تلقی می کنند . 

نبود دید صحیح به توانایی های فردیتعریفش سخته ، و چون از روی کتاب یا مرجع خاصی هم ننوشتم خیلی هم سخت تر شده ، جلوتر بیشتر  متوجه می شوید .

تعریف استرس و اضطراب : ترسی که منبع مشخصی در ضمیر ما ندارد .

چند روز پیش بود که برای بیش از صدمین دفعه ، از یک داوطلب کنکور جمله ی زیر را شنیدم :

این همکلاسیام تو کلاس کنکور رو که می بینم همش فکر می کنم ازشون عقب ترم و استرس می گیرم و روحیم خراب میشه

به ستوه اومدم و گفتم یک توضیحاتی در این رابطه بدم تا شاید یک تجدید نظری در سال کنکوری در این روابط داشته باشید . . .بی حوصلگی برای مطالعه

اولاً یک دلیل موجه و خصوصی ( یعنی به کسی نگید ) برای ترس هایتان که صرفاً گردن کنکور می اندازید پیدا کنید .

چون مطمئناً شما کنکوری ها علل متفرقه ی زیادی دارید که لازم هم نیست به من بگید . . . ( حالا بماند )

اینطوری لااقل یک تعبیر خوش و یک نقشه برای حل یک مساله ( مثلاً کنکور ، مابقی حالا بماند ) که ازش ترس دارید جلوی چشمتان می آید . . .

 به تعبیر مدرن که استرس را نهایتاً ناشی از وابستگی می داند باید یک نکته ی فنی بگم که سعی کنید وابستگی به کتاب هایتان را کم کنید و آن ها را طوری در خاطر بسپارید که نیازی به وجود فیزیکی آن ها حین کنکور یا کنکور آزمایشی ( که من مخالفشم ) نباشد که همین است که استرس شمارو تشدید کرده است .

وابستگی به ورق های کتاب درسی همون وابستگی ای است که استرس سر جلسه رو بالا می بره که ناشی از تقویت نشدن حافظه است .

البته در کنکور های آزمایشی که خودتان از خودتان می گیرید و یا آزمون های خلاقانه ای که برای سنجش علمی خودتان برای خودتان طراحی کرده اید باید طوری رفتار کنید که به هیچ وجه برای یافتن پاسخ در حین آزمون ( حتی آن هایی که خودتان از خودتان می گیرید ) سراغ کتاب نروید و نهایت فشار را به مغز بیاورید تا مجبور شود از حافظه کار بکشد .بی انگیزگی

خب ایده ی داشتن استرس برای یک کنکوری طبیعی به حساب می آید ، اما ایده ی داشتن حسادت یا دگر پنداری برای یک داوطلب کنکور کاملاً غیر طبیعی و مسدود کننده است و در نهایت قبول نشدن در کنکور را به همراه دارد .

همیشه بدونید که اگر شما با مشکلی در مورد کنکور مواجه باشید قطعاً افراد همتای شما هم همان مشکلات را در مورد کنکور دارند ، یا به روی خودشان نمی آورند و یا واقعاً راه حلی پیدا کرده اند که ترجیح می دهند به شما یاد ندهند تا خودشان رتبه ی کنکور بهتری بیاورند . . .

وقتی شما اضطراب کنکور دارید ، آیا بغل دستی شما اضطراب ندارد ؟

در چند حالت ممکن است اینطور باشد که داوطلب کنکوری بغل دستی شما مشکلات شما را نداشته باشد  ، ببینیم :نگرش نو به زندگی بدون دگر پنداری

1 - شخص اینقدر مشکل کنکور را بزرگ پنداشته که خود را تسلیم و مغلوب کنکور تصور می کند یا به تعبیر ادبی 

← هر چه پیش آید خوش آید →

* اینجور افراد معمولاً قبل از اینکه بلایی سرشون بیاد خیلی رلکس و آروم هستند ، تا این که در نهایت امر یک شکست ناگهانی آن ها را از پای در می آورد و مجبور می شوند به خودشان بیایند که آن وقت خیلی دیر است و سخت . . .

اینجور تصور ها معمولاً حتی با بالاترین پشتیبانی ها منجر به از دست دادن موقعیت های خوب در کنکور و مراحل دیگر غیر از کنکور می شوند .

مصداقش رو در داوطلبان کنکوری می بینم که بهترین دبیران کنکور تهران با آنها کار می کنند و بهترین پشتیبانی علمی کنکور را دارند ، اما در نهایت شکست می خورند و در کنکور چیز دلخواهشان را نمی گیرند .

نتیجه : توجه شما به این افراد تسلیم شده کم شود و تصور کنید 75 درصد همینطور هستند که برای اینکه یاد عواقب بعد کنکور نیفتند در حال زندگی میکنند و مطالعه را رها می کنند .ترس مانع نیست

2 - عده ی دیگر تنها فکر می کنند که با خواندن خالی مطالب کنکور می توانند در کنکور قبول شوند و سر کلاس با غرور خاص و ژست های درس خون ها احتمالاً یه راهی پیدا می کنند و یک روند روزمره رو برای مطالعه ی کنکور طی می کنند که تصور می کنند به نتیجه میرسه که فقط خودشان را گول می زنند و هزینه هایی که خانواده برای کنکورشان سرمایه گذاری کرده را به فنا می دهند .

این افراد معمولاً به جهت اینکه از قبولی خود در کنکور مطمئن نیستند سعی دارند که کنکوری های مجاور خود را نیز کند و ضعیف کنند تا راهی برای جلو انداختن خود بدست اوردند .

این افراد در نهایت امر بازنده اند ، پس توجه کردن یک کنکوری به رفتار چنین افرادی خیلی خیلی جاهلانه است .

در ادامه بیشتر بحث روانشناختی کنکوری ها در همین مقاله به بحث پیرامون دگر پنداری کنکوری ها بیشتر و مفصل می پردازیم ، که چرا باید این تصور در شمای داوطلب کنکور تداعی شده باشد و قبولی در کنکور شما را تحت تاثیر قرار دهد .

 

بالاترین انگیزه برای انجام هر کاری ترس است

 

درسته ترس زیاد از حد خوب نیست ، اما توجه کنید که لازمه ی انگیزه ی اصلی شما ترس است .دگر پنداری و خود نبینی

در همه ی مراحل ، حالا به غیر از کنکور هم این موضوع صادق است .

کارفرمایی که کارمند و کارگر ازش نترسن ورشکسته میشه و هم کارگر و کارمند بیکار می شوند .

پس عامل ترس ( در کنکور ) خیلی مفیده و نباید اونقدر ها هم بهش منفی نگاه کنیم .

 در واقع یک عامل طبیعی لازم تلقی میشه

درخت ها هم وقتی زیاد شوند جنگل با اکسیژن زیاد با حرارت عادی خورشید آتیش می گیره .

دیگه ترس که جای خود دارد ، درخت نباید زیاد بشه وگرنه آتیش سوزی به پا میشه ، ولی نباید کم هم بشه وگرنه سلامتی به خطر می افته . . .

در دو مقاله ی گذشته گفتم دو قانون رعایت بشه با مشکل مواجه نخواهید شد ( 1 - مریض نشو ، 2 - تعادل را بهم نزن )

ترس زیاد از کنکور خوب نیست ، ولی نترسیدن هم خوب نیست .خرد شدن شخصیت

باید در حدی ترس از کنکور داشته باشید که هدف و انگیزه ی خودتون رو تعریف کنید ، اما اگر تبدیل به بی خیالی بشه بعداً پشیمونی و افسردگی داره و اگر تبدیل به استرس بشه ، هم بعداً و هم الان پشیمونی و افسردگی داره . . .

معمولاً هم کسی که خودش رو گول میزنه خوب می دونه چی سرش میاد ، پس خودتون رو گول نزنید ، سختی هر چیز رو همان مقدار که هست ببینید و ترسناک بودن هر چیز رو همان مقدار که ترسناک هست تلقی کنید ، نه بیشتر .

کنکور ترسناک هست اما مبالغه نکنید و با بیخیالی هم بهش نگاه نکنید .

خدمتتون هم عرض کردم اگر سلامتی شما کامل نباشد به هیچ عنوان سر جلسه ی کنکور خوب عمل نخواهید کرد .

ببینید تصمیمی که در مقامات علمی بالا برای شما گرفته شده اینه که انسان سالم و بی خطر و به دور از خیالات را مثلاً پزشک کنیم تا به جامعه خدمت کند .

ظرفیت کم دانشگاه ها باعث میشه این گزینش ( کنکور ) رو تنگ تر کنند و هر چه انسان سالم تری باشید موفق تر هستید .

تعابیر ماراتن نفس گیر و ورق خوردن سرنوشت هم اغراق آمیز و ترسناکه و باید از این عناوین دوری کنید .عبور از دگر پنداری

 افزایش استرس به تعبیر امروزی یعنی افزایش وابستگی ها . . .

اما یک کنکوری به چه چیز وابسته می شود که برایش اضطراب تولید می کند . . .

وابسته بودن به وجود فیزیکی کتب کنکور و وجود فیزیکی معلم ها این موضوع را تشدید کرده است .

در بازار امروز این موضوع از معقوله های تاجران کنکوری شده که از این اضطراب و وابستگی های کنکوری ها کسب درآمد های زیادی کنند .

به دور از برخی از همکاران شریف برخی از دبیران کنکور را دیده ام که با ایجاد حس نیاز و وابستگی در وجود داوطلب کنکور سعی می کند او را به طور غیر مستقیم مجاب به گرفتن دبیر خصوصی و هزینه های سودمند برای خودش کند .

اگر اضطراب ها بر شما غالب شوند همیشه این حس نیاز و ناتوانی در زندگی موجب سو استفاده ی دیگران از وجود شما خواهد شد و ضربات سنگینی را خواهید دید که جبران آن ها تقریباً محال است .

e-max.it: your social media marketing partner

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Phonenumber
logo-samandehi